من و چند خاطره .تنها .

 

ای به دل آرزو چقدر دلتنگم

جایی میان تو و زندگی انگار خالیست

یاد آن روزها به خیر ، شاخه گلها یادت هست؟

به پیشواز می آمدی با لبخند :خستگی به دور مرد مسافرم یادت هست؟

نگاهت چه زیبا بود ، انگار یک افق رویاء بود ..

جان می گرفتم یادت هست ؟

به اشک می گفتم چقدر خوشبختم یادت هست ؟

می خندیدی با لبخند ، یادت هست؟

شیطنت می کردی یادت هست؟

کنار هم با هم حافظ می خواندیم یادت هست؟

آه حافظ هم آنروزها عاشقتر بود ..

قاب عکس را ببین ، چقدر تنهاست ..

چون دور بودی نمی دیدی، چه شبها گریه ها با قاب عکس...

قاب عکس من و تو ، یادت هست ؟

چقدر به هم می آمدیم ...یادت هست؟

بیچاره عکاس ،چند بار جابجایمان می کرد ...یادت هست؟

چه شبی بود ، شب به عشق رسیدن ، شب من ، شب تو ،

 شب پاداش آن شب بیقراریها،یادت هست؟

راستی بگو نیمکت چوبی یادت هست ؟

نگهبان پارک آرزوها ، طعنه هایش یادت هست؟

آن کنده کاری روی درخت انتظار، یادت هست؟

نامه هایم،  شب ناله هایم ، آن از بی تو نوشتنها یادت هست؟

شب به نیمه رسیده بانو ، نیمه شبهایمان یادت هست؟

مگر خوابم می برد؟ بیخواب نشستنهایمان یادت هست؟

نگاهت می کردم و می خندیدم و شکر خدارا، یادت هست؟

می گفتیم محال ممکن شد، بهم رسیدیم ،یادت هست؟

امروز سخرهء شهر شده ام ، حسرت دیروزهایشان یادت هست؟

تنها به غم افتاده ام ،   با هم بودنهایمان یادت هست؟

آه ای به دل آرزو ، آرزوهایمان یادت هست ؟

سنگ قبری خریده ام ، گفته ام با اشک بنویسند:

دوستت داشتم یادت هست؟

دوستم داشتی یادت هست ؟

....

..

پ ن١ : مخاطب ندارم !

 پ ن ٢: دانلود فایل صوتی ِ همین ترانه

 http://www.2shared.com/file/11142432/6dd8ae82/as_2.html

 

 

/ 10 نظر / 3 بازدید
.....

پابلو نرودا می گه : خواننده هر شعری شاعر همان شعر است . من که بقدر ذره ناچیزی هم نیستم باکم نیست تا سخن اون شاعر بی همتا را تکمیل کنم ‘ چرا که بجایی جواب پس نمی دهم :همین لحظه کمتر از تو شاعر شعرت نبودم . با تمام وجودم سرودمش . اینست که ما با تمام تنهایی هایم با هم هستیم . شعرت نماد زیبایی است از شعله های سینه ات . سینه ای که باغش آرزوی من است . باغت آباد .[گل]

آذر

کاش زودتر خوب شود, کاش بخندد...

نیایش

به حرمت تمام آرزوها و یادهایت فقط سکوت می کنم .

دلتنگ باران

دیر گاهی است که گذرم به این حوالی نبود خوش بودم در خلوت دل با واژه ها تا بسرایم حسرت دل را در نبود تنها بهانه ماندنم در این گذر گاه .آمدم مثل همیشه در انتظار باران. زیباست دلنوشته هایت مثل قاب عکس گذشته هایت .برخیز گذر عمر را از آن بتکان سال نو در پیش است .زندگی قابی جدید میخواهد یا علی

...

برای رسیدن به سال ها خاطرات خاکستری ام که غباری از اندوه و حسرت بر آن نشسته زمان را به آهستگی ورق می زنم و در سطر سطر آن خاطرات به زیباترین قماری که باختم می رسم و چه عاشقانه باختنم را در آغوش می کشم.[گل]

آناهیتا

این قصه دلتنگی همه است اینه که واسه همه آشناست...

موشانا

«سكوت» بيصدا ترين پاسخ من به بي رحمي هاي توست.... مرسي كه سر زدي

فائزه

داشتم آرشیومو می گشتم .. اینو پیدا کردم .. خیلی وقت پیش گفته بودمش.. شاید بدت بیاد .. شاید منزجر بشی از این شعر! اما میذارمش .. .. چون شاید اثری مثبت داشته باشه .. مهربانم گوش کن... زندگی آن لحظهء دلتنگی از عشقی که مرده نيست ... زندگی آن يک نگاه ٍ سرد ٍ او بر روح ٍ غمدار تو نيست... شايد آن روزی که « رفت » روز ٍ تو بود روز رهايی.. روز دل کندن از این دنیای بی مهری.. روز آغازی دوباره برای زندگی... پس تو خود خود را رها کن.... خود را رها کن از همه غمهای نا فرجام... از همه يادمان روزهای خوب... از همه عشق های ...عشقهای سر به گور نيستن داده.... خود را رها کن مهربانم....

فائزه

چقدر این پست اون روزهای منو یادم میاره ..

maryam

یادم هست ... یادم هست ... یادم هست ... یادم هست ساعت 8 صبح روی تنها ترین نیمکت خالی پارک من بودم و تمامت این رویا ... یادم هست سه شنبه های خنثی و البته دلواپسی های مرد تنها چرا خیال میکنی یادم نیست ... یادم هست یادم هست... به یار بیاور یادم هست .... پستت را خواندم ... آنچه از دلم گذشت را نوشتم .... _________________ شاد زی رفیق[گل]