تو و نبودنت

از من ِ به شب دچار به تو در آنسوی مه آنسوی باران آنسوی پرچین ِ سکوت، سلام !

از من غرق آلوده به درد به هذیان به تکرار به تو ای درمان ِ درد ، بهانهء ِ جریان ، سلام !

حال دلم بارانیست ..!

در سرم همهمه ء روزمرّگیهای خاکستری بیداد می کند ...

دلتنگم ..

دلتنگ برای تماشا کردنت ،در آغوش کشیدنت، دلتنگ برای زیر باران بی چتر در خیابان !

چقدر دوری این روزها ....آنقدر دور که تمام حوالیم را کویری گرفته است همه اش سکوت ، سکوت !

و جای تو در نی نی چشمانم خالیست .... چشمانم را ابرهای فاصله پوشانده است!

دستهایم تنهاست .... تنهاست.. تنهاست ..!

ترا چشم در راهم که بیایی و من ِ نیمه من را به من برسانی ... به مرز شیرین تکامل ! به فردا!!

عشق اگر صدای فاصله هاست ، فاصله های غرق ابهام، همهء این فاصله ها هدیه به عشق !!!

عشق مرا می کشاند و می برد و می برد ..

عشق به دو چشم  زیبا در یاد، به روسری آبیش در باد ، به اقیانوس آرام صدایش در موج!

آهای زیبای فاصله ها دلم تا نمی دانم کجا تنگ است ...بیا ..!

بیا و مرا با خود ببر ،رهایم کن از  سرزمین بی وزن ها بی قافیه ها بی ترانه ها ...

بیا و برهان این تن خسته را از درد ، از تکرار ، از نمی دانم چه و چه ...

و باز هم همان آرزوی خیس تکراری که ای کاش می بودی

این دوسه خط بهانه ای بیش نبود برای از تو نوشتن .......

همین قلم زدن های گاه و بیگاه هم اگر نبود که پیش از اینها جنون به آغوشم کشیده بود!

دلت خوش باد و شبهایت همه مهتابی

من اینجا بس دلم بارانی و شبهایم کبود ، کبود ِ کبود !!

من و شب و این کوچه های ممتد تا همیشه به خیالت دچار خواهیم ماند !

 

پ ن 1: دلم گرفته است ، به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم

(به دیدنم که نمی آیی امّا اگر آمدی)

ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم!

پ ن 2 : یاد فروغ  سبز (گل سرخ)

 

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
یکی مثه تو

.................... اشگ ها باریدم نفس ها بریدم این هفته هم نیامدی رنج ها بردم پریشان با قدمهات راه رفتم لحظه لحظه با تو .اما بی تو خیال ها ساختم فاصله ها شمردم این هفته هم نیامدی هر هفته هم نیامدی [گل]

afsaneh

سلام از نوشته هات خوشم میاد یه جورایی حرفای منه ..میدونی یه غم ،یه غم خیلی بزرگ ...چیزی که هیچ کس نمیفهمش داره عذبم میده ...نوشته هاتو درک میکنم دست های تنهام ،هق هق های شبونه ..یه بالش خیس ...میبینی همه چی تکمیله !کاش می بودی ...کاش می بودی... تونستی بهم سر بزن [گل]

afsaneh

سلام ممنون از حضورت ... قلمت سبز و دلت شاد [گل]

afsaneh

نه درد نه تلخ نه واژه های یخزده . . . حسرتی در زندگی ام یا غربتی در قلبم نیست در لحظه هایی که تو با منی . . . تو روشن ترین ترانه زنده ماندنمی . . . هرچند دلتنگی در نگاهم پرنده ی بی طاقتی شده که بیقرار تر از باران خزان محزونانه روی شاخه ها می نشیند . . . « شبهای بی تو بودن به درازای یک عمر میگذرد »

فائزه

سلام آقای همیشه ابری .. کی می شود از این همه ابر بیرون بیائی ... تو که مرد ی فراموشی نیستی، اینهمه درد را چگونه تاب می آوری ؟ ..

در کوچه سار عشق

سلام، خیلی قشنگ بود... خوشحال میشم شما هم به من سر بزنید. اگه مایل به تبادل لینک هم هستید خبرم کنید. شاد باشید...

نیایش

سلام مثل همیشه زیبا و تاثر بر انگیز اما نکته ی جالبی دیدم . اگر بخوانید مرا حتما متوجه خواهید شد . با احترام

maryam

من که رفته ام لیک شوق خواندم ولی هنوز لابه لای هست و بود و نیست موج می زند رفیق... رفته ام ولی از گذار واج های مثل شب سیاه می رسم به نور و روشنی رفیق... رفیق روزهای دیر همیشه وهنوز من کنار رفتنم نشسته سرد سرد ... آری آری رفته ام ولی ولی میان بودن تمام دلنوشته ها نوشته ام : همیشه شاد زی رفیق ... پ.ن:یاد فروغ سبز(چشمک)