کوچه ها را بی تو  گم کرده ام

دم به دم یاد تو و لبخند شیرینت مرا می کشد تا انزوا

طرح من در سایه ها خاکستریست ...

آنقدر در شور آمدنت غرق بودم که از یادم رفت تو ماندنی نیستی

عبور میکنی همچو ابر بهار ؛ همچو نیسم  ِشعر ؛ همچو باران ِ خیال

فاصله ها بینمان بیداد می کرد و من غافل از روزهای پایان همچنان خیره بودم به

چشمان سیاهت که بر بادم می داد.........نیستم می کرد......دچارم می کرد!!

رویاء بودی از آغاز..

 رویای یک نیمه شب پاییزی لابلای آدمکهایی همه از جنس فریب به خود خواندیَم و

دیدمت و خواندمت و امروز می بارمت و می بارم !!

جای خالی تو تا همیشه مرا به سادگیهایم می خنداند زیبا !!

شاد باشی و شاداب بی من از ارتفاع زندگی بالا برو

 و از آن بالاها به من ِ درگیر زمین  بخند  شاد ِ شاد!!

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید