سرد ِ سرد در واژه ها گم شده ام

رسم دنیا را بنازم که چه آسان می رساند به نگاهش نگاه خیره ام را

و چه سخت، چه عبوس، چه مریض، چه بیتاب و بیقرار  و چه مسموم به اشکهای شبانه

می بردش تا رفتن  تا پرواز  تا لحظهء سنگین وداع ؛ تا هق هق !!!

 تا هضم ِ این درد : بی او این دنیا را چه سود؟

 هرچه هست بیهودگیست ؛

 تکرار موّاج دوستت دارم هاست در باد در سراب در ناکجاهای محال !

بی او نه صدا هست نه هوا هست نه آسمان نه مهتاب نه باران نه شب ِ شعر

آنچه هست  تنهاییست ؛ تنهاییست !

 

 پ ن : ندارد.

/ 3 نظر / 9 بازدید
تیام دلم

هر چه دل دارم فرش راهت می کنم تا بیایی در سرای سگ سکوت [گل][گل]

پاییز

[گل]

نیایش

مثل همیشه این دل سرشار از احساس است و زیبا لبریز می شود . با حصار به روزم .[گل]