همین

سلام

اینجا در عمق دقیقه های سرد ِ شب ، بین نفس کشیدن ِ پاییز  و  های و هوی فاصله،

 دلم گرفته است !!

خانه ام ایوان ندارد

 پنجرهء خیال تو بسته است و کوچه ء احساس، این روزها کاملا بن بست است !

 

پ ن : کاش می دانستم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ؟!!

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیایش

مثل همیشه زیبا و پر احساس.... مجابم کن .

نانی آزاد

ساعت‌هايم، دقيقه‌هايم، ثانيه‌هايم، بوي تو را گرفته‌اند، تويي که نيستي و شايد هيچ‌وقت نباشي اما روياي بودنت آنقدر شيرين است که گاهي فراموش مي‌کنم نيستي گاهي آنقدر تو را حس مي‌کنم که از ياد مي‌برم که نيستي، باور نمي‌کنم که تو را نداشته باشم، واي... نمي‌داني چه مي‌کشم وقتي به خود مي‌آيم ومي‌بينم بودنت رويايي بيش نبود[گل]

آفتاب

در بن بست هم راه آسمان باز است پرواز بیاموز...[گل][گل]

آفتاب

دلم گرفته به ایوان میرم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب میکشم چراغ های رابطه تاریکند[گل]

آرامش

ای کاش امتداد لحظه ها تکرار همیشه با تو بودن بود. سلام دوست نازنین

مریم

پنجره ی خیال تو بسته است ... اما "روزنه های امید در دلم پیداست ..." این را انتهای کوچه ی بن بست نوشته اند ... رفیق ![گل]