خط خطی بر شب

 نه این سو  نشانی از حضورت بر امتداد بی کسیست نه آن دورها نشانی از آمدنت!

 من این حوالی دور افتاده ام از جریان ؛ بی خبرم از هیاهو..... لبریزم از سکوتی سرد

و تو در دوردستها جایی میان سراب و تردید؛ پری از آواز زیبای زندگی ؛

 جاری باش

جاری باش بر فلس نابهنگام دوست داشتنها و

 از فراز آسمان تیرهء روزگارم گاه به گاه عبور کن ؛ همین خیال مرا کافیست

می کشاندم تا پایان !

 

پ ن: دریافته ام که چرا جغد ها بر ویرانه ها می خوانند  شباهنگام!

 

/ 0 نظر / 5 بازدید